عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )

179

شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )

مسخّر ساخت و فرمانرواى خلق گرديد و مقاومين را مطيع كرد پس بقوام دين زردشت همّت گماشته به بسط و اعلاى آن پرداخت . بهمن را دخترى بود بنام هماى « 1 » كه چهرزاد نيز ناميده ميشد از حيث صورت و اندام زيباترين زنان عصر خويش بود و از جهت عقل و فضل سرآمد اقران بشمار ميرفت بهمن دل به دو سپرد و او را بزوجيّت خويش درآورد و در عالم بوجود او خوش بود . هماى تسلّط كامل بر او داشت و امور ملك را خود اداره مينمود بحدّى كه وليعهد بهمن و مالك سلطنت پس از او گرديد . بهمن پسرى داشت ساسان نام كه فاقد فر ايزدى بود و لياقت سلطنت عالم را نداشت همين كه بهمن ، هماى را بوليعهدى خود معيّن كرد ساسان از اينكه پدرش هماى را بر او ترجيح داده ترك وطن گفت و سر به بيابان نهاده بايالات دوردستى رفت و در انزوا و اشتغال به توحيد و تسبيح خداى تعالى ميگذرانيد . بهمن پس از يكصد و دوازده سال سلطنت به مرض موت گرفتار آمد در اينموقع هماى حامله بود . بهمن مجدّدا او را در حضور مؤبدان و بزرگان وارث تاج سلطنت و طفلش را وارث او معرفى نمود كه پس از تولّد و رسيدن بحدّ بلوغ تاج سلطنت بر سر نهد و خود جهان را بدرود گفت . سلطنت هماى دختر بهمن هماى بزرگترين ملكهء عالم است و پس از فوت بهمن بر سرير سلطنت مستقر گرديد پس امر داد پردهء زربفتى در برابرش كشند و خاص و عام را بحضور طلبيد همين كه حكّام ايالات كرد تالار صف آراستند از پس پرده با كلمات جالب نافذى حاضرين را گفت : خداوند سلطنت را بما عطيه فرمود كه بذل جهد نموده در عدل و احسان بكوشيم و پاكترين نيّات و بهترين طرق را نصب العين خود قرار دهيم . حاضرين از بيانات او اظهار خوشوقتى نموده سر تعظيم فرود آوردند . هماى جدّا بانجام تكاليف سلطنت و اصلاح امور كشور و عمران و آبادى ايالات مركزى و سرحدّى پرداخته

--> ( 1 ) خماى .